من و حرفای دلم

آمد خزان عمر و هوای چمن بجاست.. پر، رفته است و حسرت پرواز مانده است

 

ای کاش

 

نوشته شده توسط:خودم

تسبیح وجودم شده از هم متلاشی
 
                                در خواب کسی دیده ام ای کاش تو باشی


خجالت

 

نوشته شده توسط:خودم


با خودش گفت : " احتمالا مرا پشت در ندیده اند"...

دست به دیوار گرفت و با کمک فضه ایستاد، فکر کرد :
"الان که ببینند دختر پیامبر پشت در بوده، حتما خجالت می کشند! حیا می کنند و می روند"
رفت مقابل در ... 
یک نفر آمد جلو، همه را از خجالت در آورد.


مجال آه !

 

نوع مطلب :دل نوشته ،

نوشته شده توسط:خودم


بـعـضــی آه  هــا را


هـر چـقدر هــم کــه از تـــه دل بکشـــی

بــاز هـــم ســــینه ات خالــی نمــی شــود...

امــروز ســـینه ی مـن پــر اسـت از آن  آه  هـــا...


تنهایی

 

نوع مطلب :دل نوشته ،

نوشته شده توسط:خودم

عشق تو شوخی زیبایی بود که خداوند با قلب من کرد

زیبا بود اما شوخی بود!

حالا تو بی تقصیری!

خدای تو هم بی تقصیر است!

من تاوان اشتباه خودم را پس میدهم...!

تمام این تنهایی تاوان جدی گرفتن آن شوخی است...


دلم برای تو ...

 

نوع مطلب :دل نوشته ،

نوشته شده توسط:خودم

دلـــــم براے تــو کــه نه...
ولـ ــے َبرای روزهــای باهمـــ بودنمـان تَنـگـــ شده..

براے تــو که نه ...
ولے برای "مواظِـ ـب خودت باش" شنیدن تَنـگــ شده...

براے تـــو که نه ...
ولے برای دلے که نگرانم میشد تَنـگــ شده...

راستش !
براے اینها که نه . . .

برای خودت ...دلَم خیــلے تَنـگــ شده..


دلم بی قرار توست

 

نوع مطلب :دل نوشته ،

نوشته شده توسط:خودم

این جا دلی لگد شده اما تو نیستی
حال ستاره بد شده اما تو نیستی

بین تمام معجزه های خدا کسی
اسم تو را بلد شده اما تو نیستی

چیزی به شب نمانده، ببین آفتاب هم
از پشت شیشه رد شده اما تو نیستی

جای نگاه ماه تو در چشم آسمان
یک ماه نو رصد شده اما تو نیستی

بغضی نشسته توی گلوی من و صدا
راهش دوباره سد شده اما تو نیستی

امشب تو نیستی و دلم بی قرار توست
حالم دوباره بد شده اما تو نیستی


نیلوفر عاکفیان


رسوای دل

 

نوع مطلب :دل نوشته ،رهی معیری ،

نوشته شده توسط:خودم

همچو نی می نالم از سودای دل
 آتشی در سینه دارم جای دل
من که با هر داغ پیدا ساختم
سوختم از داغ ناپیدای دل
همچو موجم یک نفس آرام نیست
بسکه طوفان زا بود دریای دل
دل اگر از من گریزد وای من
غم اگر از دل گریزد وای دل
ما ز رسوایی بلند آوازه ایم
نامور شد هر که شد رسوای دل
خانه ی مور است و منزلگاه بوم
 آسمان با همت والای دل
گنج منعم خرمن سیم و زر است
گنج عاشق گوهر یکتای دل
در میان اشک نومیدی رهی
خندم از امیدواریهای دل


بهانه...

 

نوع مطلب :دل نوشته ،

نوشته شده توسط:خودم

حرفای دلم

سر زد به دل دوباره غم کودکانه ای 
آهسته می تراود از این غم ترانه ای

باران شبیه کودکی ام پشت شیشه هاست
دارم هوای گریــه، خدایــا! بهانـه ای...


بغض

 

نوشته شده توسط:خودم


کاش بتوانم 

آنچه را که زبانم

از گفتنش قاصر است

بنویسم

تا این بغض

بیش از این

گلویم را نفشارد


مثل شیشه

 

نوع مطلب :دل نوشته ،

نوشته شده توسط:خودم

درونم غوغاست ...
ساده میشکنم ...
با یک تلنگر کوچک ...
این گونه نبودم ....
شــــدم !!


من با تو زندگی می کنم

 

نوشته شده توسط:خودم



:)

 

نوشته شده توسط:خودم

من برای متنفر بودن از کسانی که از من متنفرند

وقتی ندارم

زیرا درگیر دوست داشتن کسانی هستم

که مرا دوست دارند!




نرگسان مست غوغا کرده اند!

 

نوشته شده توسط:خودم



چه سرنوشتیه که شما خوبان دارید؟
هرچی خلوصتون بیشتره
پیکرتون قطعه قطعه تر
بریده بریده تر
چی میگید شما با خدا که اینطور میبردتون؟

پ.ن: حاج حس مقدم هم رفت



اینایی که...

 

نوشته شده توسط:خودم

اینایی که طرح تفکیک جنسیتی میدن
بعد جشن ازدواج دانشجویی راه میندازن


تو ...

 

نوشته شده توسط:خودم

با همان

تیـغ تیز دوست داشتن هایم

سیم رابطم را قطع میکنم

تا مبـادا

اتصالی کند

و تـو بسوزی !

خودم که هیـچ

خاکستر شدم

و تـو بودی

که با همان دوست نداشتن هایت

مرا فوت کردی

حالا منم

و همه ی روز هـای بی تـو 

حتی تـو  هم

دیگر نمی توانی

خاکسترم را جمع کنی ...


  • تعداد کل صفحات:5 
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5